inja hama chiz hast
inja hama chiz hast
به وبلاگ inja hama chiz hast خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .
 
 

 

 

 پنجشنبه، 20 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 7:54 AM

www.kingofkings.com

 

 دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:20 AM

 
آسمون ابری شده ، ستاره خوابه نازنین لذت یکی شدن با تو سرابه نازنین دریا تو نگاه تو قشنگ و آبی تر میشه اما سهم من ازش فقط یه خوابه نازنین همیشه قسمت من ازت یه خوابه نازنین همیشه بودن تو برام سرابه نازنین لمس عشقم که خیال توی قلبت می دونم دیگه چشمات و نبند نگاتو ازم نگیر هر کسی بهونه می خواد واسه زنده بودنش تو بیا بهونه باش و توی ذهن من نمیر تو بهونهء قشنگِ زندگیمی نازنین تو یه شعر موندگاری توی قلبم نازنین تو شبای بی کسی مو حسرت و دلواپسی مو تو طلوع خستگی مو که ندیدی نازنین گریه های بی صدا مو نشنیدی نازنین بغض تلخ این سکوت رو نشکستی نازنین خواستم این ترانه رو پیش کش چشمات بکنم تو خودت خدای این ترانه هایی نازنین هیچ بهانه ای نبود واسه دوباره دیدنت تو بهونه ی همه بهانه هایی نازنین

 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:14 AM

 

زندگی عشق است عشق افسانه نیست  آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست  عشق آن نیست که کنارش باشی  عشق آنست که به یادش باشی...

 

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

بازیچه دست یار بودن عشق است   در پنجه غم شکار بودن عشق است   در محکمه ای که یار باشد قاضی   محکوم طناب دار بودن عشق است


 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:02 AM

 

در مکتب ما رسم فراموشي نيست/در مسلک ما عشق هماغوشي نيست/مهر تو اگر به هستي ما اافتاد/هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

            

  كنار آشيان تو آشيانه مي كنم--- تمام آشيانه را پر از ترانه مي كنم ----كسي سوال مي كند براي چه تو زنده اي ---- ومن براي زندگي تو را بهانه مي كنم

    مانده ام در کوچه هاي بي کسي/سنگ قبرم را نمي سازد کسي/مردمو خاکسترم را باد برد/بهترين يارم مرا از ياد برد

  با آنکه تو را گرم کند سرد مباش/با آنکه تو را دوا کند درد مباش/چیزی در جهان به ز جوانمردی نیست/رسوای زمانه باش و نامــــرد مباش

داني که چرا ز ميوها سيب ن ت: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست

 


 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 10:59 AM

 

                                 

روی دریا خونه ساختی ساده دل

خیلی دیر یارو شناختی ساده دل

تو غبار ناگوار عاشقی همه هستی تو باختی ساده دل

من اون عاشق دیونه ای اون

که اومدم باز در خونه ی اون

اما اومدم تا نفرینش کنم

نفرینم و به قلب سنگینش کنم

ای ساده دل اما نفرین که کاره قلب تو نیست

تو برو با خط قلبت بنویس

                            

                                                          

                

یه شب زیر بارون که چشمم به راه

می بینم که کوچه پر نور ماه

تو ماه منی که تو بارون رسیدی

امید من این تو شب نا امیدی

   

                                

بی تو تنهام تو این غربت

تو این ظلمت اگه بمونم

حتی وقتی بغضی خسته

تو گلومه واسط می خونم

 

بی تو تنهام تو این غربت

تو این ظلمت اگه بمونم

حتی وقتی بغضی خسته

تو گلومه واسط می خونم

        

یه دفع مثل یک گل رفتی تو دست خزون

سیل و بارون و تگرگ میومد از اسمون

بردمت تو گل خونه که نریز رو سرت

که یوقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنه زیر تگرگ نریزه از توی برگ

من تمومه قصه هام قصه ی توست

یه دفع مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی

اره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا اتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه پر و بالم

که راحت بشه خیالم

دارم از تو می نویسم

تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا باز بگم برات

اینقده میگم تا خسته شم

با عشق تو شکسته شم

*****

**

به اون که از رفاقت و مهربونی دم میزند

بی هوا از پشت سر خنجر به ادم میزند

...

خط باطل می کشد رد شوق و سرمستی تو

می دوزه چشم طمع بر همه ی هستی تو

رفتی و تنهام گذاشتی

توی قلبم پا گذاشتی

تو که گفتی من می مونم

چرا رفتی و نموندی

حالا که تنهای تنهام

واسه دله خودم می نویسم

می نویسم تو کجایی

کی میایی کی میایی

تو که رفتی من اینجا تنهام

دیگه طاقتی ندارم

دیگه سخته بی تو موندن

بی تو هیچ معنای نداره

........

چرا من با یک نگاه عاشقت شدم

چرا فکر کردم تو ماله منی

چی شد که اینجوری شدم

چرا که عاشقت شدم

اینجور دل وابسته ی تو شدم

کاش که اینجور نمی شد

  

       

در بهار زندگی احساس پیری می کنم

با همه ازادگی فکر اسیری می کنم

بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب خود

بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم

 

روزگاریست که در می خانه خدمت می کنم

در لباس فقر کار اهل دولت می کنم

...

یه روز چشات باز کنی

می بینی من تموم شدم

می بینی جام چه خالیه

یا رفته ام پیه خودم

چقدر ما فاصله داریم چطور این و نفهمیدم

              

به من بگو چرا سر بسرم میزاری

چرا راحت دیگه بهم نمیگی دوستم نداری

بگو ازم چی دیدی

چرا تنهام میزاری

بگو ظالم

مگه نگفته بودم به پایه تو می مونم

چرا باور نداشتی تو من و قال گذاشتی

من که کاری نکردم من که چیزی نگفتم

چرا ظالم

عشق من و فروختی به یه عشق دیگه

ارزوهامو به باد دادی با یه اشاره

شوق عشق مو بی بهونه ازم گرفتی

چرا ظالم

شبهایی که تنهام همدمی ندارم

یاری ندارم , نایی ندارم

یادمه تنهام گذاشتی

من و نخواستی , چرا نخواستی

عکسهاتو دارم می بینم

دستام می لرزه وقتی می بینم

از رفتن تو چند سال داره میگذره

هنوزم به یادتم هنوزم چشم براهتم

انقدر منتظر می مونم تا بیای دباره پیشم

دباره پیشم

بیا عشقم بیا عشقم

بیا ببین دیگه شکستم

من شکستم قریب و خستم

چرا رفتی پیشم نموندی

مگه چه کردم مگه چه کردم

سرتو بزار رو شونم

اروم بگیرم اروم بگیرم

----------------

اگه بخوای بدونی من کی هستم

یک عاشق و قریب و خستم

                     

*بمونم*

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم

اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی

این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم

*رفیقان*

بگو در میکده چشم انتظارند

نگارا که بی وفای نکنید

از عاشقه دل خسته جدایی نکنید

یا که مانید تا اخره عمر

یا که از اول آشنایی نکنی

-------

                    

بیا بلبل از این کوچه گذر کن

بزن چه چه رفیقان را خبر کن

اگر پرسند که آنها در چه حالند

خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم

شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم

شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه

ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه

نمیشه از تو بگذرم

نه میشه با تو بمونم

تو دیگه کوتاه نمیایی

تقصیرم و نمودنم

 


 (نظر بدهید.)    
 

 یکشنبه، 9 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:37 AM

 

 

نگاه خسته ام را داد بر باد

غم سر بسته ام را داد بر باد

همان رسمي كه نامش عاشقي بود

دل شكسته ام را داد بر باد
 (نظر بدهید.)    
 

 یکشنبه، 9 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 10:16 AM

 

 یکشنبه، 9 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 10:13 AM

 

 یکشنبه، 9 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 10:10 AM

 

 یکشنبه، 9 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 10:06 AM

 


 
 
 
 
Home - Contact Us - Creative Design Center - top 

Powered by IRANBLOG version 4.2 Beta
Copyright ©2003 - 2007 , http://www.kingofkings.iranblog.com/
RSS